تبليغاتX
عشق پنهان


عشق پنهان





درد و دل


آثار بجا يك عاشق


نويسنده


دوستان


موضوعات :


آمار وبلاگ :

طراح قالب:


كد جاوا :

حس و حال این روزهای من
به وسوسه ام : دستم به سمت تلفن می‌رود و باز می‌گردد چون کودکی که به او گفته‌اند شیرینی روی میز مال مهمان‌هاست



وحشــت از عشــــــق کـه نــه !
ترس مـن فاصــــــله هاسـت !
وحشــت از غــــــصه کـه نـه !
ترس مـن خاتـــــمه هاســت



غصه نخور،کنار آمده ام با نبودنت...خیلی که دلم بگیرد،گریه می کنم!



بالشـــی از پَر ِ خیالت ..

زیر سرم گذاشتی ..!

حالا دیگر تمام ِ شب ها را ..

در آغوشت به صبح می رسانم ..!



این روزها

نه با ادا حرف می زنم!

نه با طنازی نگاه می کنم!

من تمام زنــانــگی ام را

میان دستان مردانه ات جا گذاشته ام ...


از تو که حرف می زنم
همه فعل هایم ماضی اند
حتی ماضی بعید
ماضی خیلی خیلی بعید
کمی نزدیک تر بنشین
دلم برای یک حال ساده تنگ شده.........



نويسنده: <<< A T I L A >>> مورخ: شنبه 1390/03/21 در ساعت: 0:49 قبل از ظهر
|+|

HaPpy New Year





نويسنده: <<< A T I L A >>> مورخ: یکشنبه 1389/12/29 در ساعت: 1:11 بعد از ظهر
|+|

Happy Valentine



آتش دوســــت اگر در دل ما خانه نداشـــت ، عمر بی حاصــل ما این همه افسانه نداشت




صدا كن مرا كه صدایت زیباترین نوای عالم است
صدا كن مرا كه صدایت قلب شكسته ام را تسكین میدهد
صدا كن مرا تا بدانم كه هنوز از یاد نبرده ای مرا





عمري با غم عشقت نشستم
به تو پيوستم واز خود گسستم
وليکن سرنوشتم اين سه حرف بود
تو را ديدم. پرستيدم . شکستم



نويسنده: <<< A T I L A >>> مورخ: یکشنبه 1389/11/24 در ساعت: 9:12 بعد از ظهر
|+|

من از خودم متنفرم


از هرچی عشقه متنفرم


هیچ عشقی وجود نداره


اگه داشت ما الان تو این وضعیت نبودیم

.....................



نويسنده: <<< A T I L A >>> مورخ: چهارشنبه 1389/11/13 در ساعت: 11:37 بعد از ظهر
|+|

دلم تنگه.... دلم از دوریت تنگه... دلم از نبودت تنگه...


دلم هوای صداتو کرده... دلم هوای نگاتو کرده...


دلم برای باهم بودنمون تنگ شده.... برای  وقتی که صدام می کنی...


راستی چرا ما آدما دلتنگ میشیم؟


چی باعث میشه که بهم دل ببندیم طوری که حتی زندگی برامون سخت بشه؟


به نظر من خوبی آدما باعث دلتنگی میشه... وقتی با کسی هستی که لحظاتتو به بهترین لحظات تبدیل می کنه


 و شاید گاهی دوست داشته باشی زمان توقف کنه که بیشتر باهاش باشی...


چون دلت تنگ میشه برای ثانیه ها... برای خاطرات...


امان از خاطرات که اگه بخوای هم، چیزیو فراموش کنی برات محال میشه چون خاطراتش


چه بخوای چه نخوای لحظه ای رهات نمی کنه


" بعضی وقتا میخوای خاطراتتو بندازی گوشه ای و بگی:فراموش،ولی  یه چیزی ته قلبت میگه: یادمه..."


و البته باید اعتراف کنیم که با خاطرات زنده ایم و اگه نباشه دیگه گذشته زیبا برامون بی معنی میشه.


منم باتو بودنو برای همیشه توی قلبم نگه میدارم و باهاش زندگی می کنم.


خاطرات قشنگمون که حالا شده جزئی از وجودم و میدونم وجود توهم شده...


گاهی که بدجور دلم میگیره از نبودنت. همین خاطرات کمکم میکنه و لبخندو روی لبام میاره...


و مهم اینه که هیچ وقت فراموشت نمی کنم چون تیکه ای از قلبامون پیش هم امانته...


مراقب امانتیت هستم حتی بیشتر از قلب خودم. طوری که گاهی حس میکنم همین یه قلبو دارم...




نويسنده: <<< A T I L A >>> مورخ: سه شنبه 1389/08/11 در ساعت: 11:34 بعد از ظهر
|+|

فقط برای تنها عشقم



نويسنده: <<< A T I L A >>> مورخ: سه شنبه 1389/08/04 در ساعت: 0:5 قبل از ظهر
|+|

نامه ای از دل .... دلگیرم از تو
  


سلام ؛ حال من خوب است

ملالي نيست جز گم شدن گاه به گاه خيالي دور

 که مردم به آن شادماني بي سبب مي گويند ...

با اين همه اگر عمري باقي بود ، طوري از کنار زندگي مي گذرم

که نه دل کسي در سينه بلرزد، و نه اين دل نا ماندگار بي درمانم ...

تا يادم نرفته است بنويسم :

 

ديشب در حوالي خواب هايم، سال پر باراني بود...

خواب باران و پاييزي نيامده را ديدم

دعا کردم که بيايي، با من کنار پنجره بماني، باران ببارد

اما دريغ که رفتن، راز غريب اين زندگيست

رفتي پيش از آن که باران ببارد ...

مي دانم، دل من هميشه پر از هواي تازه باز نيامدن است!

انگار که تعبير همه رفتن ها، هرگز باز نيامدن است...

 بي پرده بگويمت :

 چيزي نمانده است، من .... ساله خواهم شد !

گونه هايم از گرمي شراب گر گرفته است،

مي خواهم تنها بمانم، در را پشت سرت ببند،

بي قرارم، مي خواهم بروم، مي خواهم بمانم ؟!

هذيان مي گويم ! نمي دانم...

 *********

نه عزيزم، نامه ام بايد کوتاه باشد

ساده باشد، بي کنايه و ابهام

 پس از نو مي نويسم :

 سلام ! حال من خوب است،

 اما تو باور نکن ...



نويسنده: <<< A T I L A >>> مورخ: سه شنبه 1389/07/20 در ساعت: 8:27 بعد از ظهر
|+|

فقط برای عزیزترینم...

بیشتر از آنچه که تصور میکنی دوستت دارم و

بیشتر از آنچه باور داری عاشق توهستم
بیشتر از هر عشقی بر تو عاشقم و بیشتر از هر دیوانه ای مجنون تو هستم.
عزیزم من محتاج تو هستم و بدون تو زندگی برایم مفهومی

جز تاریکی و سیاهی ندارد!
دوستت دارم چونکه میدانم تو نیز مرا دوست میداری ،

دوستت دارم چونکه مرا باور داری و مرا لایق آن قلب پر از محبتت میدانی!
تنها آرزویم این است که تا آخرین لحظه زندگی ام در کنارتو باشم

و جز این از خدای خویش هیچ آرزویی را ندارم
عزیزم این قلب کوچک و شکسته و پر از عشق من تنها هدیه ای است

از طرف من به تو!
از تمام دنیا تنها همین قلب کوچک را دارم ، همین و بس!
عزیزم تا پایان با تو می مانم چونکه تنها تو هستی که

معنای واقعی عشق را به من ابراز کردی و آموختی!
آموختی که عشق یعنی تا پایان زندگی ماندن و تا پایان زندگی دوست داشتن!
عزیزم به جز تو کسی برای من دوست داشتنی نیست و

به جز تو کسی لایق این قلب بی طاقت من نیست
هر جای دنیا که هستی بدان که در این دنیای بزرگ

کسی هست که عاشق و دیوانه تو می باشد !
هر جای دنیا که هستی بدان که من به انتظار تو می مانم تا تو را ببینم و

در آغوش خود بفشارم!
عزیزم دنیا خیلی بزرگ است ، این دنیا پر از عاشق و معشوق است ،

پر از لیلی و مجنون است، اما همه عاشقان یک سو ،

و من و تو نیز یک سوی دیگریم!
عزیزم تو دومین قبله عبادت منی و در همه لحظه ها بعد از خدا

تو را عبادت میکنم!

عزیزم بدون تو ،جایی در این دنیای بزرگ ندارم ،

و تنهاتر از من دیگر تنهایی نیست!
تو همان دنیای منی عزیزم ، به هر زیبایی های این دنیا که

می نگرم تو را میبینم .
دوستت دارم عزیزم خیلی دوستت دارم ،

آنقدر دوستت دارم که دیگر هیچگونه جای ابرازی برای آن نیست!
مستم از این عشق تو ، و پریشانم از غصه های تو و گریانم از اشکهای تو!
با تو پر از امیدم ، و رنگ خوشبختی را خوش رنگ از گذشته می بینم
با تو قلب من خوشبخت ترین قلب دنیاست ، با تو این دنیا برایم همان بهشت است!
عزیزم دوستت دارم … چون که در میان اینهمه عاشقان تو

توانستی بمانی با قلبم ، بسازی با احساسم و درک کنی زندگی ام را !
عزیزم دوستت دارم… چون که این قلب کوچک و پر از عشق مرا

در قلبت طلسم کرده ای و نگذاشتی هیچ کس دیگر قلب مرا از تو بگیرد !
اینبار با فریاد ، با چشمهای گریان ، با قلبی عاشق ،

با اراده و با احساسی پرا از دوست داشتن میگویم که

دوستت دارم تا همه عاشقان فریاد مرا بشنوند و

به من بنگرند و شرمنده شوند!


به تو عادت دارم

مثل پروانه به آتش

مثل عابد به عبادت

و تو هر لحظه که از من دوری

من به ویرانگری فاصله می اندیشم

در کتاب احساس،

واژه فاصله یک فاجعه معنا شده است

تو توانایی آن را داری که به این

فاجعه پایان بخشی.


مثل کبریت کشیدن در باد

                دیدنت دشوار است

من که به معجزه عشق ایمان دارم

                  می کشم اخرین کبریتم را

هر چه شد باداباد!!!!!!!!



نويسنده: <<< A T I L A >>> مورخ: شنبه 1389/07/17 در ساعت: 8:57 بعد از ظهر
|+|

سلام

امروز می خوام واستون چندین جمله معنی دار و زیبا از کوروش کبیر و زرتشت بذارم


کوروش

اگر همان کاري را انجام دهيد که هميشه انجام مي داديد، همان نتيجه اي را مي گيريد که هميشه مي گرفتيد


عمر شما از زماني شروع مي شود که اختيار سرنوشت خويش را در دست مي گيريد


آنچه جذاب است سهولت نيست، دشواري هم نيست، بلکه دشواري رسيدن به سهولت است


زرتشت

 انسان به هر چه که اراده کند خواهد رسید . اندیشه آدمی سازنده زندگی اوست .


دلیل شادی کسی باش نه قسمتی از آنو همیشه قسمتی از غم دیگران باش نه دلیل آن


اگر كسی را دوست داری، به او بگو . زیرا قلبها معمولاً با كلماتی كه ناگفته میمانند، میشكنند


همیشه اشتباهات مردم را ببخش نه به خاطر اینکه آنها سزاوار بخشش اند بلکه تو سزاوار آرامش هستی


نويسنده: <<< A T I L A >>> مورخ: یکشنبه 1389/07/04 در ساعت: 0:29 قبل از ظهر
|+|

دیدار




می نوسیم


       د          ی        د         ا          ر 

           

تـــو اگر بی من و دلتـــــــنگ منی  


یــــک .. به .. یـــک    


فاصله ها را بردار    


نويسنده: <<< A T I L A >>> مورخ: یکشنبه 1389/07/04 در ساعت: 0:21 قبل از ظهر
|+|

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
Dastan.kotah & Bahar 20 & Best-Music-Cod